۷ شهریور ۱۳۹۶

یک شعر جدید

    آپوکالیپس (3 )

                         For Al Gore    
دریا
غیبش که می زند
راه دوری نمی رود
نه بار سفر
به اقلیم ابرهای عقیم می بندد
نه مهاجرت می کند
به سیاره ای دیگر
خدایان آب و آسمان نیز
سواحل ناسوری اش را هرگز
قرنطینه نخواهند کرد

اگر کبوترانی
که به جستجویش پرواز داده اید
بی نتیجه باز گشته اند
نشانگر فقدان دریا نیست
بی تردید  دریا
وقتی کارد به استخوانش برسد
از انزوای تاکتیکی اش
بیرون خواهد آمد
و به شبیخونی
 باز پس خواهد گرفت
اموال به غارت رفته
یخ های قطبی سرگردان 
و زمین های غصب شده اش را .

دریا
پیش از آن که
آب از سرش بگذرد
با پرچم های بر افراشته آبی اش
باز خواهد گشت
و هتل های شناور
جزایر مضحک مصنوع
دکل های تشنه به نفت
و نخلهای مسکونی مُفسدان آب و خاک را
از دم خواهد بلعید
و سرنگون خواهد کرد
برجهای وقیحی
که سایه های بلند و سیاهشان
 شانه ی امواجش را
سنگین کرده اند 

دریا
یکبار دیگر
ثابت خواهد کرد
ساخت و ساز فاسدشان
سد معبری بیش نبوده است
و پارازیت کوتاهی
میان گفتگوی ازلی موج و ریگ .

۱ شهریور ۱۳۹۶

دو شعر از محمد حسین ابراهیمی

از مجموعه تازه چاپ ( کنار تو ایفل ژست می گیرد )

ناشر : فصل پنجم - 96 صفحه - ده هزار تومان
------------------------------------------------
     تولد
روز تولدت هیچ هواپیمایی سقوط نخواهد کرد
هیچ قماربازی نخواهد باخت
و تمام بورس های جهان
م یشوند لوبیای سحرآمیز!
روز تولدت هرگز شلیک نم یشود گلوله ای
و تفنگ ها به خواب می روند بر دیوار
روز تولدت روز جهانی شعر است
و تنها دلیل صلح پایدار جهانی
پس بی دلیل عاشقت نشده ام
وقتی ایمان دارم به تو
هرچند شک دارم
که هنوز به دنیا نیامده باشی

    یادگار یها

یادگاری های بسیار دارم از تو
ایستگاهی که قرارمان بود فقط
قطاری که سوارش نشدیم هرگز
سفر دوری که نرفتیم اصلاً
هتلی که جایی نداشت برای ما
تختی که خواب ما را هم ندید
و سطلی که پرشده از وعده های پوچ تو
برایت بلیت های بسیاری خریدم
که مثل عاشقانه های غیرقابل چاپ
فقط شکم زباله دان را سیر کرده اند

۲۷ تیر ۱۳۹۶

یک شعر کوتاه

       آلژی

گلی که به تار عنکبوت
و بوی نا آلژی داشت
نصیب گلخانه ای زیرزمینی شد
در یک خانه قاجاری .

-----------------------

۲۵ تیر ۱۳۹۶

درد

ولادیمر مایاکوفسکی با سیگارش 
و فِریدا کالو با تپانچه و قطار فشنگش
===================
ولادیمردردش روحی و روانی بود ، با شلیک گلوله ای به زندگی خود پایان داد . فریدا  دردش جسمانی بیش از تحمل بود و به زندگی زجر آورش ادامه داد . اما وقتی از دنیا می رفت گفت امیدوار است تسلسلی در کار نباشد و هرگز به این دنیا باز نگردد .

۱۵ تیر ۱۳۹۶

یک شعر جدید

پشت دروازه های بهشت

در آغاز کلمه بود
زمین تهی بود و بائر
و آسمان کلمه بود

جان
در هیئت کلمه ای
در رگهای جهان جاری شد
ذهن
اسیر زندان استخوانی جمجمه ها
وکلمات
کبوترانی نامه بر
از زندانی به زندان دیگر

در ششمین روز
جهات هشت گانه گیتی
با هشت نام پر طُمطراق
به اماکن مأموریتشان
در هشت گوشه جهان اعزام شدند
و در مرکز
لنگر تعادل هستی را پروردگار
به دست کلمه ای ممنوع سپرد
و برای ابدالدهر
خود را در هفتمین طبقه آسمان
از کار
بی کار کرد
 
از آن پس حوادث هستی
پیش از آن که حادث شوند
صف طویلی از کلمات شدند
در خوابهای نیمروزی پروردگار
که تعبیرشان حدیث سرگشتگی ماست
پشت دروازه های بهشت .



۷ تیر ۱۳۹۶

مزدک پنجه ای

دو شعر از مجموعه ( دوست داشتن آتفاقی نیست )


دماوند

برتنم بوسه که می ریزی
آتشفشان های دوردست
از گدازه های عشق پا می گیرند
دماوند سرگذشت عشقی سوخته است
آینه ی عبرت از
                     سوز و گدازها .


روباه

نورِبالا می زند مرگ
جمجمه ای ترکیده
کنار جاده
رویایم را به مقصد می رساند

مادر ، شکار است !

--------------------------------------------
 مجموعه شعر «دوست داشتن اتفاقی نیست»، اثر مزدک پنجه‌ای در 94 صفحه و به‌بهای 8 هزار تومان توسط انتشارات دوات معاصر 1396منتشر شده است.

 


۱۳ خرداد ۱۳۹۶

دنیای مردگان

سنگ گور مرحومه خانم ( کفش طلا ) از طایفه حسنوند.
قیچی ، دکمه و دیگر اسباب خیاطی که احتمالا شغل ایشان بوده ضمیمه است 

۵ خرداد ۱۳۹۶

گوش نظر کردگان

در سایت خبرگزاری ایسنا گزارشی چاپ شده در باره ویرایش و کتابت نسخه های خطی که چند نفر از اساتید در این ارتباط اظهار فضل می فرمایند . حرفهایشان آنقدر پرت و پلاست که که حوصله تکرارش را ندارم . اوج بی نظیرش اما در جائی ایست که یکی از آنها می گوید خیام حکیم و ریاضی دان بوده و پنج شش رباعی  بیشتر نسروده است !
این که از تعداد 400 تا 500 رباعی منتشر شده به نام خیام چند رباعی را واقعا او سروده ، نظرات مختلفی ارایه شده که غالبا مابین هفتاد تا 120 رباعی را شامل می شود  و مابقی  کار دیگرانی است که ذوقی داشته اند و دلشان خواسته شعرشان ماندگار شود اگر چه بدون نام سراینده .
اما کسی که ادعا می کند خیام فقط پنج شش رباعی سروده آشنائی اندکی حتا با امر خلاقیت و آفرینش ندارد . این جناب نمی داند که کسی نمی تواند فقط پنج شش رباعی  سروده باشد که در شمار شاهکارهای آن شیوه باشد . همانطور که کسی نمی تواند فقط یک غزل در عمرش گفته باشد که در رده شاهکار باشد . این حرف به این میماند که یک صفحه نثر درجه یک و بی نظیر پیدا شود و یکی ادعا کند که نویسنده آن در طول زندگی اش فقط همین یک صفحه را نوشته است . نه ، حضرت آقا . کسی ابتدا به ساکن شاهکار خلق نمی کند . پانصد صفحه دست کم باید سیاه شود تا به آن یک صفحه برسد . مگر این که به وحی اعتقاد داشته و بگوئی از ما بهتران آن شش رباعی را در گوش نظر کرده خیام  زمزمه کرده اند .
----------------------------------------
تصویر ضمیمه : گوزن کوهی
چوب نگاره - 12 در 24 سانتیمتر
مرکب روغنی روی کاغذ مات

۲ خرداد ۱۳۹۶

Apocalypse Now

آخرالزمان اکنون

چند سال پیش از دوست آرشیتکتی شنیدم که در دوران تحصیلش در دانشگاه ( یو.سی.ال.ای )  استاد به پروژه یکی از شاگردان
ایرانی با استعداد کلاس نمره خوبی نمی دهد . ایراد استاد به موقعیت گورستان بوده است در نقشه ای که او در پایان ترم ارایه می دهد .
گورستان در نقشه او در فاصله چهار کیلومتری شهر قرار داشته و استاد گفته بوده است مردم دلیلی ندارد برای رسیدن به قبر عزیز از دست رفته ای چهار کیلو متر راه بروند .
گورستانها از دیر باز و کمابیش در اکثر تمدن های دنیا یا در حاشیه شهر و روستا بوده است یا در صحن  و حیاط امامزاده ها  ، معابد ، کلیساها و دیگر اماکن متبرکه . در ایران باستان از آنجا که مرده را دفن نمی کرده اند زرتشتی ها دخمه هایشان را بر بلندی و با فاصله مناسب از محل سکونتشان می ساخته اند . در ایران اسلامی اما گورستان شهرهای بزرگ غالبا با فاصله اندکی خارج از حصار شهر قرار داشته است که در دوران معاصر و پس از تخریب حصارها به داخل شهر آمده و به مرور زمان تخریب و تبدیل به پارک شده است .
گورستان های اصلی و قدیمی تهران تا اواسط دهه چهل یکی مسگر آباد بود که خارج از دروازه خراسان قرار داشت و دیگری ابن بابویه که مردم آن را ابن باوه تلفظ می کردند و من خاطره چندان خوشی از آنجا ندارم   .  یک روز جمعه بهاری بود  و پدرم برای پیک نیک و خوردن کباب کوبیده معرف شاه عبدالعظیم خانواده را با ماشین دودی به آنجا برد  . حوالی ده صبح رسیدیم به حرم اما در صحن امامزاده جای سوزن انداختن نبود. مردم روی سنگ قبرهائ هموار صحن بساطشان را پهن کرده و خستگی هفته را در می کردند  . چنین صحنه ای در آن زمان برایم چندان عجیب و غیرمنتظره نبود ، اما حالا که فکرش را می کنم ، می بینم  فضای سورئالی بوده است . تصور کنیم یکی بیاید مردی را که کنار سماور خوابش برده است بیدار کرده و بگوید : می بخشید آقا ، ممکنه این سماور و متکاتون رو بکشید کنار . این قبر بابامه . اومدم یک فاتحه براش بخونم .
آن روز پس از آن که از یافتن جای مناسبی برای گستردن بساطمان نومید شدیم پدر تصمیم گرفت که برویم بساط پیک نیکمان را در ابن باویه پهن کنیم .
روبروی ورودی ابن باویه چندین درخت تنومند توت بود در امتداد یک جوی پهن آب . به غیر از ما یک خانواده دیگر هم آنجا بود اما بچه ای نداشتند که همبازیمان شود . به ناچار من و خواهر سه چهار ساله ام هر کدام تکه ای شیرینی برداشتیم و رفتیم به تماشای قبرها و نزدیک ظهر برگشتیم برای نهار  . هنوز لقمه اول از گلویمان پائین نرفته بود که از دور صدای تکبیر و لا الله ... بلند شد و متعاقب آن گروه سیاه پوشی که تابوتی را بدرقه می کردند . من و خواهرم اولین باری بود که تشییح جنازه و تابوت می دیدیم و هر دو به شدت ترسیده و عیشمان یکسره منقص شد . نهایتا خواهرم که بیشتر ترسیده بود آنقدر گریه کرد و نق زد ( بریم خونه ، بریم خونه ) که حوصله پدرم را سربرد و ساعتی پس از نهار راه افتادیم به سمت ایستگاه .

مسگر آباد سالهاست  که پارک شده است و ابن بابویه احتمالا به خاطر مشاهیری که در آنجا مدفون شده اند بخشی از میراث فرهنگی است .
رشد سریع تهران در دهه چهل مسئولین را به فکر احداث گورستان بزرگی انداخت که نهایتا 314 هکتار زمین را دور از شهر  به آن اختصاص دادند . گورستانی به نام بهشت زهرا که وسعت امروزی آن  به مرز 1500 هکتار رسیده است و پس از وادی السلام نجف به احتمال قوی بزرگترین گورستان دنیاست با جلوه ای سورئال و آخرالزمانی  . جمیعت وادی السلم نجف  طی هزار سال به پنج ملیون نفر رسیده است و بهشت زهرا طی نیم قرن به یک و نیم ملیون . بگذریم که ساکنان وادی السلم اکثرا غیر بومی اند و طبق وصیت و جهت همجواری با امامان جسدشان به آنجا ارسال شده است . اما سئوال بی پاسخ این است که چرا برای تهرانِ چند ملیونی که میباید دست کم چهار گورستان در چهار جهت شهر داشته باشد یک گورستان ساخته اند و چرا این قدر دور از شهر . پدیده ای که سبب می شود یک دانشجوی بزرگ شده در این شهر در نقشه شهرکی در کالیفرنیا گورستان را در فاصله چهار کیلومتری اماکن مسکونی قرار بدهد .


۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶

جامه ی ازلی


۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶

رای