۲۷ تیر ۱۳۹۶

دو شعر کوتاه

       آلژی

گلی که به تار عنکبوت
و بوی نا آلژی داشت
نصیب گلخانه ای زیرزمینی شد
در یک خانه قاجاری .

-----------------------

سرچشمه مروارید

صدف ها
اشکدان های دریائی اند
و مروارید
قطره اشک پریان دریائی است

گردن بندهای مروارید اما
سیل اشک زنانی است
که شوهرانشان از دریا
هرگز باز نگشتند .

۲۵ تیر ۱۳۹۶

درد

ولادیمر مایاکوفسکی با سیگارش 
و فِریدا کالو با تپانچه و قطار فشنگش
===================
ولادیمردردش روحی و روانی بود ، با شلیک گلوله ای به زندگی خود پایان داد . فریدا  دردش جسمانی بیش از تحمل بود و به زندگی زجر آورش ادامه داد . اما وقتی از دنیا می رفت گفت امیدوار است تسلسلی در کار نباشد و هرگز به این دنیا باز نگردد .

۱۵ تیر ۱۳۹۶

یک شعر جدید

پشت دروازه های بهشت

در آغاز کلمه بود
زمین تهی بود و بائر
و آسمان کلمه بود

جان
در هیئت کلمه ای
در رگهای جهان جاری شد
ذهن
اسیر زندان استخوانی جمجمه ها
وکلمات
کبوترانی نامه بر
از زندانی به زندان دیگر

در ششمین روز
جهات هشت گانه گیتی
با هشت نام پر طُمطراق
به اماکن مأموریتشان
در هشت گوشه جهان اعزام شدند
و در مرکز
لنگر تعادل هستی را پروردگار
به دست کلمه ای ممنوع سپرد
و برای ابدالدهر
خود را در هفتمین طبقه آسمان
از کار
بی کار کرد
 
از آن پس حوادث هستی
پیش از آن که حادث شوند
صف طویلی از کلمات شدند
در خوابهای نیمروزی پروردگار
که تعبیرشان حدیث سرگشتگی ماست
پشت دروازه های بهشت .